تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
206
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
زير پاى خود در موزه پنهان كرد و با فرستاده به راه افتاد . چون چشم پادشاه در غرفه به او افتاد در را بست و خود را بر وى افگند . امّا ذونواس با وى درافتاد و او را با كارد بزد و بكشت ؛ پس سرش را ببريد و آن را در پنجرهاى كه پادشاه از آن به جانداران و سپاه خود فرومىنگريست بگذاشت و مسواك را در دهان او فروكرد ؛ آنگاه از غرفه بيرون رفت و از پيش مردم بگذشت . مردم گفتند : « ذونواس ، تر است يا خشك « 1 » ؟ » او به زبان حميرى در پاسخ گفت « 2 » : « از سر او بپرسيد ! ذونواس را گزندى نرسيده است . » مردم چون اين بشنيدند برفتند تا بنگرند كه چيست : ناگاه سر بريدهء لخيعثه ينوف ذوشناتر را ، مسواك به دهن ، در پنجره ديدند . مردم حمير و جانداران به دنبال ذونواس بشتافتند و او را دريافتند و گفتند : « ما را كسى به پادشاهى سزاوارتر از تو نيست ؛ زيرا ما را از دست اين پليد رها ساختى . » پس او را پادشاه كردند و مردم حمير و همهء قبايل يمن « 3 » بر او گرد آمدند . او آخرين پادشاه حمير است و به دين يهود درآمد و همهء حميريان نيز به دين يهود گرائيدند « 4 » . او نام خود را يوسف كرد . در
--> ( 1 ) - عبارت اصلى متن مقفّى است ( و از روى آن بودن ذونواس با سين دوباره تأييد مىگردد ) . ( 2 ) - اين كلمات را به قرار ادّعا به زبان حميرى آوردهاند . من آن را از روى توضيحى كه در حواشى ابن هشام دادهاند ، ترجمه كردهام ، بىآنكه كمترين ضمانتى براى صحّت آن بكنم . زبان حميرى در عين خويشاوندى نزديك با زبان عربى ، اختلاف زيادى با اين زبان دارد . كتيبههاى بيشمارى به اين زبان در ابنيه و آثار عربستان جنوبى موجود است . اين زبان در زمان محمّد ( ص ) تا اندازهاى فراموش شده بود و معرفت به آن در روزگار ما از راه تحقيقات علمى دوباره به دست آمده است . ( 3 ) - هرجا در پهلوى حمير ( قوم قديمى با فرهنگ و زبان خاصّ ) يمنى ذكر شود مقصود عرب حقيقى قسمتهاى جنوبى عربستان است و مخصوصا بدويان . ( 4 ) - يهودى بودن پادشاه بنا به گواهىهائى كه بعد خواهيم آورد مسلّم است ؛ امّا يهودى شدن عدّهء زيادى از حميريان را به سختى مىتوان باور كرد . همچنان كه ذونواس ، منذر پادشاه غير مسيحى حيره را وادار به آزار مسيحيان كرد ، حميريان غير مسيحى هم بايستى در احساس پادشاه خود در ضدّيت با مسيحيان شريك باشند ؛ امّا نه به علل اعتقادى بلكه به خاطر كينهاى كه نسبت به حبشيان داشتند . اين حبشيان مدّتى از آن پيش مسيحى شده بودند و حميريها نيز از آن